
از بدو تولد، حضور و توجه کافی مادر در رشد روانی کودک نقشی اساسی ایفا میکند. در ماههای نخست زندگی، نوزاد کاملاً به مادر وابسته است و توانایی تنظیم احساسات خود را ندارد. حضور و توجه مادر به نیازهای نوزاد و برطرف کردن آنها، در شکلگیری احساس امنیت اولیه و سلامت روان نوزاد امری ضروری است. همچنین، نوزاد احساسات دردناک و خامی مثل ترس و اضطراب دارد که قادر به پردازش آنها نیست. در محیطی که به اندازه کافی خوب باشد، مادر بهعنوان یک “ظرف” این احساسات را دربرمیگیرد، آنها را پردازش کرده و در قالب احساسات قابل درک و آرامشبخش به نوزاد بازمیگرداند. برای مثال، زمانی که نوزاد از گرسنگی گریه میکند و مادر بیقراری او را میبیند، به جای احساس اضطراب، آرامش خود را حفظ کرده و نوزاد را آرام میکند و به او شیر میدهد. در چنین شرایطی، نوزاد یاد میگیرد که احساساتش پذیرفته میشوند و احساس امنیت درونی در او شکل میگیرد.
به منظور تداوم رشد بهنجار، لازم است مادر به تدریج تأخیرهایی در پاسخدهی به نیازهای فرزند ایجاد کند. به عقیدهی دونالد وینیکات، چنین تأخیرهای کوچکی به کودک کمک میکند تا احساسات خود را بهتر مدیریت کند و بتواند تحمل ناکامی را در خود پرورش دهد. در صورتیکه ناکامیها ناگهانی یا شدید باشند، ممکن است موجب اضطراب و ناامنی در کودک شوند، اما اگر این تأخیرها بهطور تدریجی صورت گیرند و متناسب با سیر رشدی کودک باشند، موجب رشد روانی کودک خواهند شد.
کودکان در دنیای خود زبان محبت و وابستگی را میشناسند. بنابراین، آنها بیش از بزرگسالان در معرض رویدادهای آسیبزا قرار دارند. بزرگسالان ممکن است نتوانند به درستی به احساسات و عواطف کودکان پاسخ دهند و به زبان تحریفشدهای مانند خشونت عاطفی متوسل شوند. کودک که درک درستی از چنین وضعیتی ندارد، این تجربهها را درونی کرده و خود را مقصر میداند. او واقعیت را معکوس میکند و خود را “بد” و “ظالم” میشمارد، چرا که تصور اینکه والدینش ظالم باشند، برای او غیرقابل تحمل است. به نقل از شاندور فرنزی، «زیستن به عنوان شیطان در بهشت، آسانتر از زیستن بهعنوان فرشته در جهنم است». این فرآیند، پایهگذار بسیاری از احساسات گناه و شرم در بزرگسالی میشود.
کودکان و نوجوانان، مانند بزرگسالان، احساسات و عواطف پیچیدهای را تجربه میکنند، اما بهطور معمول قادر به بیان این احساسات نیستند. چنین احساساتی در کودکان ممکن است در قالب اضطراب، افسردگی، مشکلات ارتباطی و رفتاری بروز یابند. همچنین، این احساسات میتوانند در بازی و نقاشیهای کودک تجلی یابند. به عقیدهی ملانی کلاین، میتوان دنیای ناخودآگاه کودکان را از طریق بازیها و نقاشیهایشان تحلیل کرد.
نوجوانان در دوران پرچالش بلوغ ممکن است با مسائلی چون اضطراب هویت، بحرانهای عاطفی، روابط پیچیده با والدین و همسالان و احساس گناه و شرم روبهرو شوند. دونالد وینیکات با تکیه بر مفهوم “فضای انتقالی” معتقد بود: «در فضای درمانی، کودکان و نوجوانان باید قادر باشند تا خود را بدون ترس از قضاوت درک کنند». چنین فضایی خصوصاً برای نوجوانان، این امکان را به آنها میدهد تا هویت خود را کشف و تجربه کنند درحالیکه همچنان از رابطهای حمایتی بهرهمند هستند. دیدگاههای شاندور فرنزی نیز در درمان نوجوانان یکی از ابعاد اساسی رواندرمانی تحلیلی است؛ او بر اهمیت همدلی و فهم عاطفی تأکید داشت و معتقد بود که درمانگر باید بتواند هیجانات کودک و نوجوان را به شکلی قابل درک و پردازش بازتاب دهد تا کودک یا نوجوان بتواند آنها را درک کرده و در نهایت، درسطح ناخودآگاه حل کند.
رواندرمانی تحلیلی برای کودکان و نوجوانان رویکردی تخصصی است که به این گروه سنی کمک میکند تا احساسات خود را درک کنند و به شیوهای مؤثر مدیریت نمایند. این درمان همچنین به آنها کمک میکند تا راهبردهای مقابلهای ضعیف را شناسایی کرده و احساسات منفی درباره خود و دیگران را بازبینی کنند. هدف اصلی رواندرمانی تحلیلی، غلبه فوری بر مشکلات نیست بلکه توانمندسازی کودک و نوجوان است تا تواناییهای خود را شناسایی کرده و در جنبههای مختلف زندگی خود پتانسیلهایش را محقق سازد.
در این مسیر، درمانگر باید قادر باشد که رابطه درمانی ایمن و مؤثری با کودک و خانواده برقرار کند. این رابطهای است که در آن کودک احساس امنیت کند و بتواند مسائل درونی خود را بدون ترس از قضاوت بیان نماید. درمان تحلیلی بر تعامل با والدین تأکید دارد تا روابط میان والدین و کودک بهطور مثبت و موثری بهبود یابد.
تحلیلگران کودک و نوجوان، متخصصانی هستند که دورههای آموزشی ویژهای برای درک نحوه رشد و عملکرد ذهن کودک و نوجوان گذراندهاند. آنها به عوامل مختلف زیستشناختی، روانی، محیطی و اجتماعی که در شکلگیری شخصیت کودک تأثیر دارند، آگاه هستند و توانایی ایجاد درکی یکپارچه از این عوامل دارند. چنین درک و شناختی میتواند به ایجاد برنامهای درمانی کمک کند که متناسب با نیازهای خاص هر کودک طراحی شود.
اگر احساس می کنید کودک یا نوجوان شما برای حل و فصل مشکلات روانشناختی خود نیاز به روان درمانگر دارید، می توانید برای شروع جلسات درمانی از قسمت رزرو وقت درمانی برای دریافت نوبت روان درمانی از سایت اقدام کنید.
منابع
- Bion, W. R. (1948). Experiences in groups: I. Human relations, 1(3), 314-320.
- Ferenczi, S. (1949). Confusion of the tongues between the adults and the child—(The language of tenderness and of passion). International Journal of Psychoanalysis, 30(4), 225-230.
- Klein, M. (1933). The psycho-analysis of children. The Sociological Review, 25(3), 296-298.
- Winnicott, D. W. (1991). Playing and reality. Psychology Press.